دلم واسه این دستا می سوزه .. نمی دونم چه گناهی کردن که باید با نوشتن، من و با خودم آشتی بدن .. البته گناهشون اینه که دستای من هستن .. گناه منم اینه که زندگیم یه مرگ تدریجیه .. پس با همین دستا می نویسم .. می نویسم برای سال ها .. برای روزهایی که می تونستم زنده باشم و زندگی کنم .. پس می نویسم :
من یک مرده ام از سرزمین زندگان
+ نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20:33 توسط غریبه
|